سؤال درست رو ژان کوکتو پرسیده اونجا که گفته: «آیا فکر میکنی به همین سادگی است که برای رهایی از یک زخم، آن را ببندی؟» میدانی!!!...
ما را در سایت میدانی!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9
یه وقتاهایی بعضی ها بی صدا از زندگیت میروند بی خداحافظی... باپای برهنه،روی نوک پا،پاورچین،پاورچین تامبادا صدای تق تق کفشهایشان آگاهت کند از رفتنشان و این نهایت نامردیست! میدانی!!!...
ما را در سایت میدانی!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9
شغل اول من وانمود کردنه؛ وانمود کنم حوصله دارم در حالی که ندارم، وانمود کنم خوشحالم در حالی که نیستم، وانمود کنم اذیت نمیشم در حالی که میشم، وانمود کنم دلتنگ نیستم درحالی که هستم، وانمود کنم خسته نیستم درحالی که هستم، خیلی هم هستم... میدانی!!!...
ما را در سایت میدانی!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11
آدم وقتی چیزیو فهمیده دیگه نمیتونه ندونه آدم میتونه نخواد میتونه نره میتونه بمیره میتونه سکوت کنه میتونه بخوابه میتونه خودشو حبس کنه اما نمیتونه وقتی چیزیو فهمیده ، دیگه نفهمه ! میدانی!!!...
ما را در سایت میدانی!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10
وَ درد ... به استخوانِمان رسیده, اما هنوز... خودمان را نباخته ایم, و روزگار را زندگی میکنیم, و هنوز ... آنقدر میخندیم که سرمان از این همه ناخوشی هایی که مجبور به پذیرفتنش کردیم, درد میگیرد. - فرگل مشتاقی میدانی!!!...
ما را در سایت میدانی!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 29